X
تبلیغات
زولا

شاید نوشتن این مطلب روی قضاوت خیلی ها راجع به من تاثیر بگذاره ,ولی دوست دارم اینو بنویسم ,نمیدونم چرا ؟ ولی دوست ندارم ریا کنم ,من ادم  ایده الی نیستم ,مثله همه ی ادم ها .

من هیچ وقت تو زندگیم انسانیت رو لکه دار نکردم ,هیچ وقت وجدانم رو فراموش نکردم و اخلاق مدار بودم .

ولی کار های بد هم انجام دادم و انجام میدم !

کارهای بدی که تعریف من ازشون بد نیست ، فقط تعریف جامعه از اون بده ,ولی من گاها انجامشون میدم و در خلوت خودم اصلا عذاب وجدانی برای انجامشون ندارم چون میدونم که واقعا چرا اون کار رو انجام دادم .

من یه اخلاقی دارم که قضاوت جامعه نسبت به خودم رو  وقتی تو جامعه و در برخورد رو در رو با مخاطب خودم هستم تایید میکنم و حق رو به طرفم میدم ,حتی اگه راجع به من فکر بد بکنه,

ولی وقتی با خودم تنها هستم از حرکتی که انجام دادم و ظاهرا مورد پسند فرهنگ عامه نبوده و نقد و نفی و طرد  شدم لذت میبرم و اینطوری زندگی رو  برای خودم لذت بخش میکنم . من تو زندگی فقط یه نفر رو دارم که منو درک میکنه ,اونم هیچکس نیست الا خودم !  و اصلا هم از این قضیه احساس بدی ندارم ، من در اثر چند اتفاق ویژه و چندین سال مطالعه و تفکر اینقدر از نظر ایدولوژیک و فکری وسعت پیدا کردم که هیچ چیز برام مهم نیست ,حتی خودم .

خلاصه کنم ؛ استاد یه ادم کاملا عادیه که به بعد چندم هر پدیده نگاه میکنه و یه کلیدی تو دستش داره که هر قفلی رو باز میکنه ولی  به درد هیچ کس نمیخوره !!

استاد هم خوبه هم بد ,

هم سیاهه هم سفید .

استاد یه مرد ویژه است که از بس زندگی روجدی گرفت  الان هیچ چیز نیست مگر صورت و قد و قامت یه مرد .

بگذریم . . . .

دیروز رفتم از یه مغازه خررازی نزدیک خونه مون یه چنتا دکمه بخرم ,قبلا هم اینجا رفته بودم ,فروشنده اش یه دختر نوزده بیست ساله ایی هست که قبلا با صورت کاملا فابریک و بدون هیچ ارایشی اونجا کار میکرد ,نه مویی رنگ میگرد ,نه دست به ابروهاش زده بود ,نه رژ داشت ,نه خط چشم ,نه رژ گونه ,نه حتی به صورتش یه کرم ساده میزد  وحتی لاک نداشت .

ولی دیروز که رفتم دیدم تمام این کارها رو ,همه رو با هم انجام داده !

واقعا زیبا شده بود ,از این رو به اون رو شده بود ,موهای خودش سیاه بودن ، برداشته بود موهاش رو یکمی متمایل به شرابی خیلی لایت کرده بود و مدل پسرونه زده بود ,جلوش رو کوتاه کرده بود و کج زده بود و از مقنعه بیرون و به سمت بالا متمایل بود پایه هاش هم پسرونه و پر بود ,ابروهاش رو هاشور کرده بود و خلاصه همه کاری با یه متد  لایت و دخترونه انجام داده بود ,راستش خیلی خوب شده بود ،  واقعا بهش میامد ,خوش قیافه و جذاب شده بود ,

اینکه میگم جذاب شده بود نمیدونم شما چه برداشتی میکنید ولی دید من به اون دید مخصوص استاد بود ,دیدی که فارغ از تمام  قضاوتهای نابجاست ,من به عنوان یه انسان داشتم یک همنوع رو نگاه میکردم که زیباتر از قبل شده بود .

اول میخواستم چیزی نگم ولی اخرش دل کوچیکم طاقت نیاورد و وقتی داشت کارت میکشید بدون مقدمه گفتم : خیلی قیافه ات عوض شده !!

با تعجب سرش رو اورد بالا  پرسید  : من ؟!

با لبخند گفتم : ا ره ,قیافه ات از زمین تا اسمون فرق کرده !

خندید و با هیجان گفت : مگه منو قبلا دیده بودی ؟!

گفتم : اره چند بار دیگه ازت خرید کرده بودم ,

با یه حالتی بین شرم و سوال  پرسید : حالا چطور شدم ؟!  بهتر شدم یا نه ؟!

گفتم : اره بابا . . خیلی خوب شدی !! عالی شدی، مبارکه ,خیلی بهت اومده .!!

دخترک گفت : خیلی ممنون , اره چنتا از خانوم ها هم همینو بهم گفتن . . . 

بعد کارتم رو داد وگفت : بفرمایید .

کارت رو ازش گرفتم و تشکر کردم  و گفتم :  وقتی اومدم تو مغازه لحظه ی اول که دیدمت برای یه ثانیه مبهوت شدم ! بعد خندیدم و خداحافظی کردم .

فروشنده  هم ازن خداحافظی کرد و هر کس رفت سی خوش !!

حالا به نظر شما من کار بدی کردم ,اگه اینطور فکر میکنید من به شما حق میدم .





تاریخ : یکشنبه 10 اردیبهشت 1396 | 20:52 | نویسنده: استاد | نظرات (35) (0 لایک)
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • وب کارت شارژ
  • وب پرسا نیوز
  • وب نواب
  • وب علوم پایه