X
تبلیغات
زولا

امروز  توی   اورژانس   یه آقا و خانم  جوان    بهمراه پدر و مادر شون   ، یه بچه ی کوچولوی مچولو  رو آورده بودن   پیش من .

شتر با  بارش توی  اورژانس  گم میشد  و سگ صاحبش رو نمیشناخت !

من با یه دستم مریض معاینه میکردم با پای مخالف پرونده مینوشتم و با استفاده از حرکات چرخشی و  موزون باسن سعی در   آروم کردن   اورژانس  داشتم !

تو  همین  اوضاع قراشمیش   و کون فیکون  اورژانس بود که این آقا و خانم به همراه  هیات بلند پایه ی   همراه  وارد اورژانس شدن ، تیپ معمولی داشتن و خیلی با وقار و آروم بودن .

من وقتی توی اورژانس هستم سعی میکنم هر مریضی وارد میشه رو یه  ارزیابی   اولیه و سریع بکنم که اگه مشکل حادی داره که باید سریع  بهش رسیدگی بشه  رو تشخیص بدم  تا به قول معروف  توی شلوغی  اورژانس مریضی miss نشه.

البته ما مثله تمام بیمارستان ها  تریاژ داریم و  تمام بیماران در بدو ورود سطح بندی میشن و بیماران بد حال در اولویت هستن .ولی من  شخصا عادت دارم  هر کس  وارد میشه و  از تریاژ عبور میکنه رو خودم   یه دوتا سوال مقدماتی میپرسم و سعی میکنم به مریضها اشراف داشته باشم و فقط به تریاژ اکتفا نمیکنم .

خلاصه  این خانواده محترم هم  وارد اورژانس شدن و معلوم بود از شلوغی  و سر در گمی اورژانس  متعجب بودن .

یه   نوزاد  ۳۰  روزه هم توی بغل یه خانوم مسن همراهشون بود که لای یکی از این پتوی های نوزای پیچیده بودنش و چسبونده بود به سینه اش .

من با دیدن این صحنه حدس زدم   نوزادشون یه مشکلی داره و از   اونجاییکه  نوزاد خیلی در معرض خطر هست و بیمارستان هم جای آلوده اییه  رفتم سمتشون تا ببینم موضوع از چه قرا ره  ؟؟

از آقای جوانی که حدس میزدم پدر نوزاد باشه پرسیدم : چی شده  آقا ؟؟

مرد جوان   ،قد بلند و هیکل لاغری داشت ، چشماش روشن و تو رفته بود و یه ته ریش نرم و طلایی داشت ، یه  پیراهن کرمی تترون پوشیده بود و انداخته بود روی شلوارش ، یه شلوار پارچه ایی  فیلادلفیا  جوگندمی پوشیده بود و یه جفت صندل قهوه ای به پا داشت .

وقتی دید من تو   اون شلوغی رفتم سمتش و ازش پرسیدم مشکلش چیه با  یه حالت تعجیل و تشکر گفت : ببخشید آقای دکتر ! ما چند روز پیش این بچه مون رو   ختنه کردیم  ، حالا پانسمانش چسبیده به سر   آلت بچه و خشک شده و کنده نمیشه ! 

آلتش هم خیلی قرمز و متورم شده ! ما خیلی میترسیم ، چیکار کنیم آقای دکتر !؟

پرسیدم : کی ختنه اش کرده ؟

اسم یه آقای دکتری  رو آوردن که من تا حالا نشنیده بودم ، اول میخواستم بگم ببریدش  پیش همون کسی  که ختنه اش کرده ،  بعد دیدم ساعت ۱۰ شبه و حتما  اون اقای دکتری که  بچه  رو ختنه کرده  الان نیستش   علاوه  بر اینها  ،  این  خانواده هم خیلی نگران بودن ،اینطور شد که گفتم :خیلی خب  یکم صبر کن الان نگاش میکنم .

چنتا مریض رو  رد کردم و رفتم سراغ  بچه، پوشکش رو باز کردن و من محل رو رویئت کردم ، گاز استریل محکم   چسبیده بود دور الت بچه و خشک شده  بود .

گفتم بچه رو ببرید تو اتاق عمل اورژانس تا به پرستار بگم با سرم   گاز   رو خیس کنه تا جدا بشه ، اون بندگان خدا هم بچه رو بردن تو  اتاق عمل اورژانس و من به یکی از پرستارا گفتم  گاز  رو  با سرم خیس کنه و با احتیاط جداش کنه .

من رفتم  که به بقیه مریضها رسیدگی کنم.بعد از نیم ساعت  دو باره هیات همراهان فرد ختنه شده از راه رسیدن و اینبار از من خواستن که مجددا  محل ختنه رو نگاه کنم .

من دوباره معاینه کردم و گفتم : ختنه اش خوب بوده ، مشکل خاصی ندا ره ،میتونید  با یه نوار گاز استریل و پماد تتراسیکلین روزانه پانسمان کنید و خوب  میشه .

هیت همراه با یه حالت   ناباورانه ایی    به من نگاه میکردن ، میتونستم   قشنگ   احساس کنم که حرفهای منو رو قبول ندارن  یا  لااقل به دیده شک و تردید به آن  مینگرند !!

بهر حال من صحبتهام رو انجام دادم  و گفتم که برن به سلامت.

بعد از چند لحظه دوباره پدر بچه برگشت  تو اورژانس و  آروم به من نزدیک شد و گفت  : ببخشید آقای دکتر یه سوالی داشتم ؛

گفتم : بفرمایید . . . .

درحالیکه صورتش رو به من نزدیک کرده بود و من با تمام وجودم  بوی دهنش رو استشمام میکردم  پرسید : ببخشید برای  نزدیکی کردنش مشکلی پیش نیاد ؟؟!!

منکه از بوی دهان و شلوغی اورژانس دچار حالت  نشئه گی شده بودم با تعجب پرسیدم :

نزدیکی کردن کی با کی  ؟!

پدرش گفت : همین بچه ام که ختنه اس کردیم دیگه ؟ 

منظورم اینه که بعدا  که زن گرفت  تو  نزدیکی کردن  مشکلی نداشته باشه ؟!

منکه هم خنده ام  گرفته  بود  هم  کلافه شده بودم با لبخند گفتم :

نترس آقا  !! مثله شیر برات نزدیکی میکنه . . . .

و زدم زیر خنده.

پدر بچه در حالیکه یکم هول شده بود گفت : شما مطمئنید اقای دکتر ؟!

گفتم :  بابا  ول کن تو رو خدا !  آخه این بچه هنوز ۴۰ روزش نشده تو  فکر نزدیکی کردنش هستی ؟!

یعنی چیز مهمتری تو آینده  ی این بچه  نیست که تو بابتش نگران باشی  ؟!

بزار حالا  جای ختنه اش کامل خوب شه ، آروم آروم بزرگ شه .

مشکلات مهمترش  رو حل کن تا بعد ببینیم چی میشه ، ان شا الله که  در سایه ی حمایت های بیدریغ شما و با تلاش های مصرانه ی خودش بقدر کفایت و رضایت نزدیکی میکنه ......

پدر بچه یکم قانع شدو تشکر کرد و رفت .

میدونم که باورتون نمیشه  ولی بعد از چند لحظه دوباره برگشت و  بدون مقدمه گفت : شما مطمئنید دیگه آقای دکتر ؟!!

من مونده بودم که چی جوابشو بدم ؟!  از جام بلند شدم رفتم سمتش و دستم رو گذاشتم رو شونه اش و گفتم :

نزدیکی میکنه جوان  !  نزدیکی میکنه .

خاطرت جمع باشه . آلتش در حد استاندارد بین المللی بود ،  من ضمانتش رو میکنم !  خواستی چک یا سفته هم میتونم بدم .

حالا برو خونه با خیال راحت بخواب ، اینقدر به نزدیکی کردن فکر نکن ، یکم به چیزای دیگه فکر کن .......

چه گرفتاری شدیم  ما به حضرت عباس ؟!!!

مریض MI  افتاده رو دستمون داره بال بال میزنه باید نگران نزدیکی کردن طفل ۳۰ روزه با خانومش باشیم .



تاریخ : سه‌شنبه 27 تیر 1396 | 00:47 | نویسنده: استاد | نظرات (25) (0 لایک)
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • وب کارت شارژ
  • وب پرسا نیوز
  • وب نواب
  • وب علوم پایه