X
تبلیغات
رایتل

خاطرات مطب

دکتر خاکستری

من یه آدم کاملا معمولی هستم که همه هستند و همه میدونید.

حماقت،گیجی و بی حواسی ،و ساده لوحی از خصوصیات بازر منه .

هرچه میگردم نکته مثبتی پیدا نمیکنم که بتونم برای خودم به عنوان یه پوینت مثبت درنظر بگیرم .

من با تمام این حماقتی که دارم ولی از بچه گی خیلی چیزها رو باور نمیکردم.

خیلی چیزها با مغز من  همخوانی نداشت و همینطور که من بزرگتر شدم  این مغز معیوب من هم بزرگتر و معیوب تر شد .

من تقریبا ۱۰۰ در ۱۰۰ حرفهای آدمهای اطرافم رو قبول ندارم !

جالب نیست ؟

من اینقدر احمقم که نمیتونم ببینم وقتی همه به یه چیزی اعتقاد دارن و ازش لذت میبرن لابد درسته و واقعی هست دیگه .

ولی  افسوس مغز من قبول نمیکنه و میگه :

نمیخونه عزیز جان .

نمیخونه .

خب اینم یه جور معلولیت مغزیه دیگه .

خدا همه مریض ها رو شفا بده.

مثلا من  اصلا از خدا نمیترسم !

هرچی  همه میگن از خدا بترس !! به فکر آخرتت باش .

ولی من اصلا گوشم بدهکار نیست.

انگار نه انگار .

من از خدا نمیترسم ، خدا مهربونه .

آخه من خودم آدم مهربونیم ، خدا که دیگه ارحم الراحمینه.

ترسیدن از الرحم الراحمین  با عقل من جور در نمیاد .

عقل من میگه : ابدا  از ارحم الراحمین نترس .

خدایی که تا میشه تصور کرد ، تا قیام قیامت ، تا بینهایت مهربونه ، دیگه ترس داره؟

ترس از ارحم الراحمین با عقل جور در نمیاد .

جور در نمیاد آقا جون 

نمیخونه ...


خلاصه میتونم بگم  خیلی چیزا با مغز من جور در نمیاد .

خدا همه ی مریض ها رو شفا بده .

غیر از دعا  کاری که از دست ما بر نمیاد .

فقط باید خدا بخواد .....


[ سه‌شنبه 28 آذر 1396 ] [ 17:41 ] [ استاد ]

[ 9 نظر ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه


  • مجیک بال