X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی

امروز دوباره شیفت درمانگاه بودم .علی رغم اینکه خانم دکتر اطلاعیه و اختتامیه و ابلاغیه و تنبیهیه صادر کردن که هیچ کس حق نداره تو بیمارستان با موبایلش وَر بره ،  ولی من تو درمانگاه گوشیم دستم  بود و دایم نمیدونم داشتم دنبال چی میگشتم ؟!!

هر مریضی می امد تو همونطور که سرم تو گوشی بود جواب سلامش رو میدادم، تا بیاد رو صندلی بشینه و بعد سرم رو میاوردم بالا و صحبت میکردم .در عین حال میدونستم که تمام مریضها تو دلشون یه لیجاری بارم میکنن ولی اهمیتی نمیدادم، من باید اون هیچی رو پیدا کنم بالاخره .

خلاصه تو همین وضعیت هایپر فلکشن گردن تو صفحه ی گوشی بودم که یه خانم چادری بهمراه یه پسر  بچه ی کوچولوی  تقریبا چهار ساله وارد اتاق شدن،سلام کردن و نشستن رو صندلی کنار من،

به محض اینکه سرم رو  آوردم بالا ، مریض رو شناختم ؛

همون دختر بچه ایی بود که چند روز پیش ازم شماره میخواست !!!

اونروز یه مانتوی سبز و شال یشمی پوشیده بود ،ولی ایندفعه یه مقنعه ی سیاه و یه چادر  کش دار براق تنش کرده بود ،خدایشش این چادر خیلی بیشتر بهش میامد ! خوشگلتر شده بود .

من اصلا هیچی به روی خودم نیاوردم و انگار کردم که من نشناختمش .

با یه قیافه ی احمقانه و بی خیالی پرسیدم :

چی شده خانم ؟

دخترک گفت :

ببخشید اقای دکتر ،من چیزیم نیست !داداشم رو اوردم دکتر....

من تو دلم گفتم :  یادمه گفته بودم بابات رو بیاری .‌‌..!!

بعد پرسیدم :خیلی خب ،این اقا کوچولو چشونه ؟

دختر گفت :سرما خورده ،از دیروز تب کرده و سرفه میکنه .

من یه چوب بستنی برداشتم تا حلقش رو معاینه کنم ،همینطور که چوب رو کرده بودم تو حلقوم بچه دخترک گفت :

راستی این  کمرِ ما خب نشداااااا.....اقای دکتر...‌‌

منکه همونطور با چراغ قوه داشتم ته حلقوم بچه رو نگاه میکردم و چیزی هم نمیدیدم پرسیدم :

کدوم کمرت ؟؟

دخترک از سوالی که ازش پرسیدم تعجب کرده بود،با یه حالت متعجبی پرسید :

کدوم کمرم ؟! مگه   آدم چنتا کمر داره  اقای دکتر؟!

منکه سعی داشتم خودم رو خیلی بیخیال نشون بدم گفتم : شما گفتی این کمرما ؟

منم پرسیدم کدوم کمر شما !! نکنه شاید اون کمرتون باشه .....!؟

دخترک گفت : شما منو شناختین ؟!

گفتم :بله الان فهمیدم ...

دخترک گفت :شما گفته بودین بابام رو بیارم من داداشم رو براتون اوردم !

اتفاقا خیلیم غیرتیه بچه مون !! روی خواهرش خیلی تعصب داره ، خیلی مواظب خودتون باشید !

منکه حسابی از این زبون درازیش بدم اومده بود میخواستم بگم  تو از من شما ره میخواستی ،

حالا من باید مراقب باشم ؟!

ولی خویشتن داری کردم و گفتم:

بله .دس شوما درد نیاد!!

دخترک گفت :

میدونید چرا منو نشناختین ؟

گفتم :

من روزانه ۱۰۰ تا مریض میبینم ،قیافه ی همه که تو ذهنم نمیمونه ....

دخترک گفت : نه !  آخه من تغییر قیافه هم دادم ،اونروز مانتو پوشیده بودم ولی الان چادر و مقنعه زدم ....و خندید ...

منکه از لحظه ی ورودش به اتاق کاملاً  متوجه این موضوع شده بودم ،حتی جزییاتش رو هم یادم بود  با بی خیالی گفتم : اوهوم ،متوجه نشده بودم ...‌

دخترک گفت :خب حالا نظرت چیه ؟!!

اون موقع هایی که من جَوُون بودم هر وقت کسی ازم  ، نظر میپرسید با یه قیافه ی جدی یه حرف بی ربط  تحویلش میدادم و به واکنشش میخندیدم ،

این دخترک هم منو یاد اون موقع ها می انداخت ،فلذا  درنگ نکردم و گفتم :

به نظر من ترامپ نباید به سوریه حمله میکرد ،کره ی جنوبی هم نباید تو مسایل مربوط به هند و کشمیر  دخالت کنه .....!

دخترک یه لحظه هنگ کرد ،چشماش گرد شد و با تعجب گفت : ببخشید ؟!بعد خندید و گفت :منکه هندوستان رو نگفتم ...

من با همون قیافه ی جدی گفتم :خب تو نظر منو خواستی ولی نگفتی راجع به چی ....

دخترک گفت : آهان ...اینطوریه ؟!

پس  آقای دکتر بی زحمت نظرتون رو راجع به قیافه ی جدیدم بفرمایید .

منم گفتم :

نه دیگه هر مریضی فقط حق داره یه بار از من نظر بپرسه ،

تو سوالت رو پرسیدی ! دیگه کوپنت رو استفاده کردی !

پاشو برو داروخانه داروهای دادشت رو بگیر ...

دخترک که مونده بود من دارم شوخی میکنم یا جدی میگم  در حالیکه بهش برخورده بود با اخم گفت : همین ؟!

گفتم :بله همین ،خداحافظ....

دخترک سریع از جاش بلند شد و دست داداشش  رو گرفت و  در حالیکه از اتاق خارج میشد زیر لب یه چیزی گفت ،من متوجه نشدم چی گفت ولی چیزی که مسجل بود این بود که با چادر خیلی بهتر شده بود ،در واقع چادر خیلی بهش اومده بود .

من میتونستم راحت اینو بهش بگم ،ولی از اونجاییکه قول داده بودم دیگه از خانومی تعریف نکنم و مهمتر از اون با این حرفم قطعا باعث میشدم دخترک خیلی بیشتر از من خوشش بیاد اینکار رو انجام ندادم و استادانه  پیچوندمش ....




تاریخ : یکشنبه 2 اردیبهشت 1397 | 02:46 | نویسنده: استاد | نظرات (43) (0 لایک)
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • وب کارت شارژ
  • وب پرسا نیوز
  • وب نواب
  • وب علوم پایه