X
تبلیغات
زولا

منکه اگر یه موضوعی برام خیلی مهم باشه برای هیچس بازگوش نمیکنم ،یعنی قبلاً نا اینطوری نبودم و مثله گوساله هرچیزیکه تو ذهنم میگذشت رو برای هر ننه قمری که حالم رو میپرسید میریختم روی دایره ...!!

ولی الان اصلا این کار رو نمیکنم .

والا ...

آخه ادم به کی میتونه اعتماد کنه ؟

یکی از فامیلای باران  که یه خانوم حدودا ۶۰ ساله ایی هست دچار یه مشکل پزشکی شده ، خب تصور خودش و شوهرش از اون بیماری خیلی وحشتناک بوده ، یه جورایی   اونا سایه ی مرگ رو بر سر اون خانوم احساس میکردن  تا  اینکه  یه پزشک جراح به اونا گفته که باید فلان عمل جراحی رو انجام  بِدَن و ممکنه بهبودی حاصل بشه. اینا هم ریسک  عمل رو قبول کردن و تصمیم به عمل گرفتن.

ظاهراً باید  قبل از عمل یه قسمتی از بدن خانوم shave میشده  که در دسترس  خودش نبوده و  نمیتونسته شخصاً   اینکار رو انجام بده، لاجرم با شوهرش میرن توی حمام و اقاهه براش  shave میکنه و از فرط ناراحتی و غصه ، زن و شوهر در حمام  همدیگه رو در آغوش میکشن و کلی گریه میکنن !!


  فردایِ حمامِ غرقِ در اشک ،حاج خانم عمل میشه و به سلامتی جون سالم بدر میبره و بعد از تحمل یه دوره ی نقاهت الان خب شده خدا رو شکر .


حالا چرا منکه یک فامیل سببی  و دور هستم و حتی اون زن و شوهر رو تا حالا ندیدم جریان حمام  رو که یه امر فوق خصوصی و فقط بین اون زن و شوهر بوده رو اطلاع دارم و تازه دارم تو وبلاگم بیشتر منتشرش میکنم ؟!

چون به نظر من -منطقیش هم همینه  -  اون خانم عزیز  وقتی داشته با خواهرش راجع به مریضیش و جونی که به سلامت بدر برده حرف میزده ،جریان گریه کردن با اتفاق همسرش در حمام رو برای خواهر احمق تر از خودش تعریف میکنه !

حدس شخصی من اینه که میخواسته از این طریق مثلاً به خواهرش بگه که چقدر شوهرش دوستش داره و یه چیزی تو این مایه ها ....

کلا من از فامیلای  مادریه   مامان پری حالم بهم میخوره .

در حال حاضر از تنها چیزی که تو زندگی کیف میکنم حرص خوردن مامان  پری هست ،

بگذریم حالا ....

غیبت نکنیم که خوبیت نداره....

بله داشتم میگفتم؛

خلاصه اون خانم داستان حمام رو برای یه خانم دیگه تعریف میکنه و دیگه هیچی !! الان  بنده ایی که هفت پشت غریبه هستم اینجا نشستم  در خدمت شما ، در یک شب بارانی ،درحالیکه زن و بچه ام خواب هستن دارم داستان حمام رو برای شما باز گو میکنم !!

آخه یکی نیست بگه خواهر من  رفتی تو حمام با شوهرت گِل هم گریه کردین که کردین ! به ماچه ؟

حالا مثلا ما باید چیکار کنیم ؟ دق کنیم از غصه ؟

به شما حسودیمون بشه ؟ دلمون واسه شما بسوزه ؟ من نمیفهمم این حرف اصلاً چه گفتنی داشته ؟

الان کل فامیل میدونن که این زن و شوهر یه شب قبل از عمل  رفتن تو حموم و در آغوش هم گریه کردن !!!


فی النفسه این کار بدی نیست ،ولی تعریف کردنش برای بقیه جایز نیست ، مسلماً  اقاهه  که تعریف نکرده واسه کسی ، پس لابد کارِ خود حاج خانم بوده و الان تو کل فامیل پخش شده .

نمیخوام یک طرفه به قاضی رفته باشم  ، ولی وقتی به مادر خودم و فرهنگش نگاه میکنم میبینم خیلی  از فامیلای  باران  بالاتره و با اینکه هم از نظر سواد و هم از نظر وضع مالی از اون خانواده ها پایین تر بوده   ،ولی از نظر شخصیت و تربیت و اصول اخلاقی  و درک وفهم و انسانیت یه سرو گردن از اونا بالاتره و اصلاً  مقایسه ی مادرم با اونا یه جورایی توهین به مادرم هست ‌.

باران همچین با حزن و اندوه میگفت اره  خاله فلانی با  شوهرش رفتن تو حمام و کلی گریه کردن که انگار داشت نمایش نامه ی رومئو و ژولیت رو تلاوت میکرد !

حالم از همه شون بهم میخوره !

دهن لق های  ورّاج و مزخرفی که ۲۴ ساعت گوشی تلفن دستشونه و معلوم نیست راجع به چه کوفتی دارن با هم حرف میزنن.....؟!

تا الان که ۱۱ سال از ازدواج منو باران میگذره من  این زن و شوهر فوق الذکر  رو ندیدم ، ولی شرط میبندم برای اولین باری که ببینمشون  از تصور هیکل لخت و بی ریختشون تو حمام کلی خنده ام بگیره .....

والا شعور هم خوب نعمتی هست که پروردگار عالمیان به همه کسی عطا نکرده ....


مُصَدِع نشم .

شب خوش.




تاریخ : سه‌شنبه 18 اردیبهشت 1397 | 15:32 | نویسنده: استاد | نظرات (50) (0 لایک)
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • وب کارت شارژ
  • وب پرسا نیوز
  • وب نواب
  • وب علوم پایه