X
تبلیغات
زولا

چند بار با خودم تصمیم گرفتم  هر  دفعه میام بیمارستان چند خط از یه داستانی که تو ذهنم هست رو  بنویسم ،اگه مداومت داشته باشم و یکسال به این روند ادامه بدم شاید تونستم یه رمان بنویسم !!

ولی وقتی  برمیگردم و به گذشته ی خودم نگاه میکنم میبینم  این روند و این مدل برنامه ریزی  جزء اون دسته از کارهایی هست که من همیشه واسه خودم در نظر میگرفتم و  هیچوقت هم  هیچ نتیجه ایی از این دست برنامه ریزی ها نگرفتم .

حقیقت اینه که این مدل برنامه ریزی  بیشتر یه جور  خودفریبی بوده تا  یه کار عملی .

شاید کسانی باشند که کارهایی شبیه این کرده اند ولی من هرگز با این سیستم موفق نشدم.

یه زمانی میخواستم روزی ۱۰ تا لغت اجنبی حفظ کنم تا یه دیکشنری رو تموم کنم ! خب نشد ...

یه زمانی میخواستم  روزی یه صفحه از یه handbook پزشکی ترجمه کنم تا کم کم کلش ترجمه بشه  ؛ هنوز که هنوزه یه صفحه  اش رو هم ترجمه نکردم!

ظاهرا این روش خوبیه ، ولی من پی بردم  که فقط برای اینکه ادم خودش رو گول بزنه روش خوبیه .

بهتره واقعیت رو بپذیریم و زندگی کنیم ؛ من آدم تنبلی هستم ، ترجیح میدم یه گوشه بیافتم و هیچ کس منو صدا نکنه ، وقتی باران منو صدا میکنه انگار یه تریلی با بارش از روم رد میشه !

باران هم که خدا رو شکر  تا میبینه من بیکارم  ، به قول بختیاری ها  یه کاری  سیم  راس میکنه...

منم خسته ،تنبل و بی حال ،  باید لاشه ام رو بجنبونم و با هزارتا جون کندن و با لبخندی بر لب اون کار رو انجام بدم ....

هی روزگار لعنتی  / تلخه بهت هر چی میگم

من به زمین و آسمون / دست رفاقت نمیدم 


بَه بَه    به  این شعر پر مغز!!!




تاریخ : سه‌شنبه 22 خرداد 1397 | 16:37 | نویسنده: استاد | نظرات (46) (0 لایک)
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • وب کارت شارژ
  • وب پرسا نیوز
  • وب نواب
  • وب علوم پایه